2777
2789

۱۵ سالمه از پول های خریدهای عیدم کنار گذاشتم  مادربزرگم حالش خوب نبود مادرم صبح رفت شهرستان پیشش فردا صبح برگرده پدرمم سرکار بود منم از فرست استفاده کردم لوازم رنگ مو خریدم موهامو رنگ کردم سبز رو و جلوشو

ظهر که بابام اومد حوله پیچیدم دور سرم گفتم حموم بودم چقدر از دیشب برنامه برای امشب میچید ساعت ۶ رفت کار داشت از اونجا شام هم بخره بیاره دور هم بخوریم خیلی هم ذوق داره خواهرم میگه امشب از اتاق نیا بیرون من برات شام میارم فردا که مامان اومد بگو میگم بابا گناه داره امشب بهش بگم یا فردا؟

ضمنن تابستون هم موهامو نصف جلوش رو صورتی کرده بودم

2790
2778
2791
2779
2792