والا نمیدونم به چی میگن شکست عشقی من یکیو دوست داشتم خیلی شاید 1 سال شد آشنامون بود در واقع خانواده هامونم همو میشناختن و سلام علیک داشتن به کسی نگفته بودم من چند وقت پیش دوست صمیمیم اومد گفت من از یکی خوشم میاد و بهش ریکوئس دادم اینستا دارم باهاش حرف میزنم و .... من از درون شکستم .. ولی خب لبخند زدم و گفتم ایشالا جور میشه و اوکی میشین هفته پیش دوستم بهم گفت قراره بره خواستگاریش و به منم اصرار کرد که منم باشم تو مراسمش ...براش خوشحال شدم واقعا از ته دلم ولی نمیرم ، ممکنه عروسیشم نرم .. چون اذیت میشم واقعا .. دیگه قسمت نبود دیگه .. اما هنوزم پسره رو دوسش دارم .. نمیدونم چرا :)
خواستار تمام کردن ؛ اما محکوم به ماندن ... چنل تلگرامم : @espre_so