2777
2789
عنوان

دلم گرفته 😔

135 بازدید | 4 پست

بچه‌ها امسال اولین سالیه که تو این سی و پنج سال عمرم از عید بدم میاد دوست ندارم تمیز کنم ،دوست ندارم خرید کنم شاید از نظر خیلیا ناشکری باشه ولی من هر لحظه از زندگیم خدا را شکر میکنم حتی الانم راضیم به  رضای خودش ،من یدونه دخترم با چهار تا داداش که از من بزرگترن ،همه ازدواج کردیم و بچه داریم ،مامانم به خاطر یدونه بودنم خیلی مراقبم بود همه جا همراهم بود دوستم خواهرم همه‌ی کسم تو دنیا مامانم بود،باورتون میشه حتی اگه یدونه قاشق میخریدم یا یه پرده ای فرشی میشستم بهش میگفتم چند ساعت بعد میومد انقد ذوقمو میکرد که حد نداره ،اگر لباسی میخریدم انقد تعریف می‌کرد فکر میکردم خوشتیپترین دختر دنیام ،روزی شاید پنج شش بار باهاش تلفنی حرف میزدم همه درد و دلام حرفام رازام با مامانم بود ،ولی شیش ماه پیش خیلی یهویی ایست قلبی کرد و منو تنها گذاشت، اصلا هنوز نتونستم نبودشو باور کنم هنوز منتظرشم ،حتی زنداداشام هنوز براش ناراحتن و گریه میکنن ،من نمیدونم امسال چیکار کنم دارم خفه میشم ،چطور تحمل کنم امسال عید مامانمو ندارم 😭😭😭😭😭😭😭😭😭

خدا رحمتش کنه :(

کاش حرفی‌چیزی میتونستم بگم اروم‌بشی

 در کوچه ام،در یک کوچه خلوت وبی کس راه میروم.بدون نگاه به پشت سر،درنقطه ای که راهم را تاریکی فرامیگیرد،گویی رویایی میبینم که درانتظارماست.آسمان سیاه با ابرهای خاکستری پوشیده شده.گویی رعد وبرق پنجره ی خانه هارانشانه گرفته.عالم وآدم درخوابند،فقط دو دوست بیدارند.یکی منم ودیگری پیاده روهای خلوت

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

خدا رحمتشون کنه عزیزم

مامان خیلییی خوبی داشتی با این چیزایی که تعریف کردی

من تا این حد با مامانم رابطه خوبی نداشتم اما بازم بعد مرگش خیلی احساس تنهایی میکنم با وجود خواهر کوچیکتر از خودم

خدا رحمتشون کنه عزیزممامان خیلییی خوبی داشتی با این چیزایی که تعریف کردیمن تا این حد با مامانم رابطه ...

نه تنها مامان خوبی برای من و داداشام بود ،نوه ها  میگن بهترین مادربزرگ ،بهترین خواهر بین شش تا خواهراش ،حتی زنداییام میگن تو این چهل سالی که عروس این خانواده شدن یک بار تا حالا از دست مامانم ناراحت نشدن ،زنموم میگه جاری نبود برام از خواهر عزیزتر بود برام ،زنداداشم هر چهار تاشون خون گریه میکردن ولی همه اینا غمشون کم شد ،فقط من بودم این وسط جای خالیش یه تو قلبمه نمیتونم تحمل کنم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز