2777
2789
عنوان

درد و دل 😭😭

313 بازدید | 27 پست

خانوما مادرشوهر و پدرشوهر من تو یه شهر دیگه زندگی میکنن که سه ساعت تا خونه ماه راهه، بیشتر فامیل های مادرشوهرم جایی هستن که من و شوهرم زندگی میکنیم‌، من شاغلم و هر موقع تعطیلی، عیدی، عروسی چیزی میشه یا ما باید بریم اونجا یا مادرشوهرم اینا میان اینجا، دو سه روز پیش فهمیدم آخرای اسفند عروسی پسرداییمه و من از الان اعصابم خورده، چون میدونم مادرشوهرم و جاریم و اینا قراره دم عیدی خراب شن رو سرم، چندوقت پیش که عروسی یکی دیگه از فامیلامون بود، مادرشوهرم و جاریم اومدن اینجا و از ظهرش رفتن آرایشگاه، فقط من بدبخت خونه موندم تا شوهرم و پدرش و اینا برن حموم و ناهارشون یدم و اینا، خیلی وقتا شده محلشون نذارم وقتی میان خونم اما بعدش به شدت عذاب وجدان میگیرم از نحوه ی مهمون داریم‌، از طرفیم واقعا نمیخوام هر مراسمی رو زهرم کنن، با وجود اخم و بی محلیام بازم پا میشن میان، نمیدونم واقعا که باید چیکار کنم؟ چه برخوردی کنم؟ پدرشوهرمم اخلاقاش خاصه، وقتی همه دورهم جمع میشن تو عید و اینا اون نمیاد، میگه حوصله ندارم، دوست ندارمم تو خونه تنهاش بذارم، واقعا درمونده شدم

به عشق باردار شدن هرچه زودترمه تیکرم😍

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

شما تاریخ دقیق عروسی رو بپرس بعد موقع حرف زدن با جاریت یا مادرشوهرت خودتو بزن به اون راه بگو کلی کار دارم عروسیه پسر داییمه باید لباس اینا بگیرم و.. بعد زمانشم بگو شاید خودشون متوجه شدن


🌹🌹🌹به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت...غصه هم میگذرد🌹🌹🌹
شما هم وقت بگیر از ارایشگاه برنامه ی خودت رو داشته باش 

نمیشه که، وقتی از چندروز قبلش خونه منن، چجوری برنامه خودمو داشته باشم!

به عشق باردار شدن هرچه زودترمه تیکرم😍
شما تاریخ دقیق عروسی رو بپرس بعد موقع حرف زدن با جاریت یا مادرشوهرت خودتو بزن به اون راه بگو کلی کار ...

اینا که حالیشون نیس، از چندروز قبلش میان، تو راهن زنگ میزنن به مامانم که براشون از آرایشگاه دم خونشون وقت بگیره

به عشق باردار شدن هرچه زودترمه تیکرم😍
نمیشه که، وقتی از چندروز قبلش خونه منن، چجوری برنامه خودمو داشته باشم!

خیلی شیک و مجلسی همون چن روز قبل وقت ارایشگاه بگیر لباست هم اماده باشه 

روز مجلس هم ناهارت رو شب قبل بپز بزار یخچال به برادرشوهرت بگو لطفا گرم کنید و میل کنید برو دنبال کارت حالا تو خونه تنها باشن چیکار میخوان بکنن؟ چیز مهمی داری قایم کن

پناه میبرم به خدا از اندوهی که قلبم را در سکوت میخورد...
خونه شوهرتم هست.بهم بریزن چرا.فوقش یه چایی بخورن باهم  تلویزیون ببینن

اخه ببین مثلا دم عروسی میرن حموم، باید وسالشونو بهشون بدم و چیزا رو رو به راه کنم، بعدم اینکه برادرشوهر بزرگ دارم وقتی خونمن تا بخوان بیدار شن صبحونه بخورن میشه ظهر، هی باید جمع کنم و بشورم و اینا، پدرشوهرمم خیلی کثیف کاره، یبار رفته بود اصلاح بعدش با همون کله ی مویی خوابیده بود رو مبلای سفیدم

وقتی ببینه خودم هستم یکم مراعات میکنه

به عشق باردار شدن هرچه زودترمه تیکرم😍
خیلی شیک و مجلسی همون چن روز قبل وقت ارایشگاه بگیر لباست هم اماده باشه  روز مجلس هم ناهارت رو ...

اخه ببین توضیح دادم برا اون دوستمون، پدرشوهرم خیلی کثیف کاره، نباشم زندگیمو به گند میکشه

به عشق باردار شدن هرچه زودترمه تیکرم😍
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز