اخه ببین مثلا دم عروسی میرن حموم، باید وسالشونو بهشون بدم و چیزا رو رو به راه کنم، بعدم اینکه برادرشوهر بزرگ دارم وقتی خونمن تا بخوان بیدار شن صبحونه بخورن میشه ظهر، هی باید جمع کنم و بشورم و اینا، پدرشوهرمم خیلی کثیف کاره، یبار رفته بود اصلاح بعدش با همون کله ی مویی خوابیده بود رو مبلای سفیدم
وقتی ببینه خودم هستم یکم مراعات میکنه