2777
2789
عنوان

مادرشوهرم میخاد باهاش برم مهمونی

636 بازدید | 43 پست

من ۷_۸روزه متوجه خیانت شوهرم شدم و تصمیمم هم طلاقع و اینو به همشون گفتم، ولی زنگ زده میگه مهمونی دعوتیم بیا بریم، آبرو ریزی نشه و... 

نمیدونم جدی نمیگیرن حرفمو یا چی فرضم کردن واقعا

گفتم نمیام و از این به بعد قراره ما بهم هیچ ربطی نداشته باشیم باز زنگ میزنه، میگع. حداقل بچه رو بدع باخودم ببرم، بچه یه ماهع رو که شیر مادر میخوره نمیفهمم میخاد با خودش ببره مراسم افطاری که چی

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

نه عزیزم افطاری چیه 

نقشه س 

بچه رو ببرن 

حواست باشه 

به بچه م فکرمیکنم،به حس بارداری ، حس شیر دادن به یه تیکه از وجودخودت و عشقت ، حس نفس کشیدن های ریز ریزش تو بغلم خیلی اوقات تو درونم حمل میکنم . با خودم میگم خدایا میشه من بچه خودم رو ببینم!  🌷   دوستان گلم این امضای من بود سالها ...بعد معجزه خدا رو دیدم دلتون خواست سر بزنید به تاپیک خاطره زایمانم ...امیدوارم خدا به هر کس دلش میخواد به حکمت و مصلحت خودش ببخشه...🥰 برای شفا و سلامتی پسرم دعا کنید لطفا سپاس❤️https://www.ninisite.com/discussion/topic/7503866/%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D9%87-%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86?page=1

نرو . انشالله به طلاق ختم نشه ولی نرو

 اینجوری داره روی کار بچش ماله میکشه.  باید بدونه شما ناراحت و دلخوری و حوصله مهمون بازی نداری به فکر همه چی هستن الا گندی که بچه هاشون میزنن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792