افسردگی مامانم همش منم عصبی و ناراحت میکنه
وضعیت خونمون اینکه محتاج پولم و بابام با اینکه همش کار میکنه اصلا بهم پول نمیده ، شدیدا شدیدا کمبود محبت و عاطفه دارم و خیلی احساس تنهایی میکنم
هیچ کس برای کنکورم حمایتم نمیکنه و وقتی میبینم بچه ها پدر و مادرشون برای درسشون هزینه میکنن قلبم میگیره چرا با اینکه من شاگرد کلاسم کسی دانشگاهم براش مهم نیست
لاغرم و دماغم بزرگه و هیچ وقت اعتماد به نفس نداشتم و هیچ وقت نمیتونم از خودم دفاع کنم و انگار از کسی که یکم سرم داد بزنه میترسم
از تقریبا ۱۰ سالگی یه اتفاقی برای پدرم افتاد بعدش همش با خودم میگفتم نکنه خانوادم ایدز داشته باشن همه روزای من با این فکرا تلخ میشد همه ی روزای من با اضطراب و غمگینی می گذشت تا پارسال که مامانم به خاطر حاملگی آزمایش داد و جوابش خداروشکر منفی بود
این اتفاق باعث شد من از کلاس شیشم قلب درد بگیرم و چند روز اخیر هم که ناراحتی داشتم بیشتر شده و دارم اذیت میشم
تو رو خدا هر کس پیام منو میبینه از ته دلش برام دعا کنه چون از بچگی خیلی سختی کشیدم ، دعوای پدر مادرم و وظایف انجام دادن کار های خونه رو دوش من که بچه ایتدایی بودم و...