از دست شوهرم بدجوری عصبانیم اصلا دلم ازش پاک نمیشه بد قولی کرد البته مربوط به چند وقت قبله ولی الان افتاده یادم چند موردبوده کارایی که قرار بوده انجام بده ولی نداده اصلا هرکار میکنم نمیتونم فراموش کنم ولی قبلا اینطوری نبودم الان خیلی حساس شدم عصبانی میشم حرص میخورم یاد کاراش میفتم
بهش میگم یه جوری سرمابه گذاری کن تا بتونیم خونه بخریم میگه مگه ناشین سرمایه نیست میگم
خانومی یه مرد وقتی بخواد حرف خودش رو بزنه نمیتونی به زور راه درست رو بهش نشون بدی... آره قبول دارم ماشین استهلاک داره و هر سالی که بگذره قیمتش میاد پایین اما موضوع این هستش که با پافشاری شما ممکنه بیشتر لج کنه... سعی کن دو جا حرفشو تایید کنه یه جا غیر مستقیم بهش بفهمونی داره اشتباه میکنه
^^ میسپارمت به لبخندها گرچه خودم مهمان بغض های بی دلیلم ^^
خانومی یه مرد وقتی بخواد حرف خودش رو بزنه نمیتونی به زور راه درست رو بهش نشون بدی... آره قبول دارم م ...
ممنونم بخدا من فقط دوبار بهش گفتم اونم مختصر شاید تقصیر خودمه با عصبانیت بهش میگم ولی اونم بد جور حرصمو درمیاره دلم میخوام قدرت داشتم میزدم لهش میکردم تا دلم خنک شه یه زره
ممنونم بخدا من فقط دوبار بهش گفتم اونم مختصر شاید تقصیر خودمه با عصبانیت بهش میگم ولی اونم بد جور حر ...
خانومی رمز موفقیت یه زن در زندگی به آرامش و صبرشه... باور کن حتی اگه قدرتش رو هم داشتی نمیتونستی به خواسته ات برسی... برای رسیدن به خواسته های کوچیک و بزرگت باید آرامش به خرج بدی و با لبخند و محبت کارت رو پیش ببری
^^ میسپارمت به لبخندها گرچه خودم مهمان بغض های بی دلیلم ^^