تو اکسپلور چشمم خورد به پستش شروع کردم به خوندن تمام نوشته هاش ...
فهمیدم واقعا ما ادما هیچی نیستیم ...
حالم بده
میترسم .میترسم از گناهام
از تندی زبونم
از بی احترامیای که به مامانم کردم
از بدگویایی که از سر هیجان کردم..
کاش خدا ببخشه منو
کاش قدرت اینو بهم بده بتونم جبران کنم ......