من دوتا سقط داشتم تو هفت هفته و هشت هفته به علت ایست قلبی
اول بگم که فققققط خدا خدا خدا
ولی خب کنار نیومدم استرس داشتم، برای رفع استرسم تلاش کردم و دکترم و همسرم کنارم بودن تا دوران بحران ذهنیم تموم بشه
دکتر اجازه داده بود هر هفته برم پیشش سونوم کنه خیالم راحت بشه من از هفتهی ۵ تا هفتهی ۹ هر هفته با همسرم میرفتم دکتر و ضربان قلبش رو چک میکردم و برمیگشتیم بعدش هم ۱۲ هفتگی هم انتی رفتم هم سلفری تا خیالم راحت بشه
نه همسرم نه دکترم برای اینکه استرس نداشته باشم تحت فشارم نزاشتن بهم گفتن هررر کاری که لازمه انجام بدی تا استرس نداشته باشی انجام بده این حرفا و رفتارها خودبه خود از استرسم کم میکرد اما نه اینکه صفر بشه … الان ۳۴ هفته ام هست و هیچ استرسی دیگه ندارم و توکلم به خداست