من همیشه تو مدرسه شاگرد آخر بودم مثلا کلاس چهارم ریاضی میوردم ۱
یا علوم میوردم ۳
اصلا متنفررررررر بودم از مدرسه
ولی تااااا خونه میومدم ناهار میخوردم
سریع لباس خوشگلامو میپوشیدم میرفتم کتابخونه
اونجا رمان میخوندم
داستان میخوندم
یادمه کلاس چهارم ابتدایی تماااااااااااام کارهای غلامحسین ساعدی نکبت و صمد بهرنگی الدنگ رو تموم کردم
ولی درس نمیخوندم
مثلا هفتم شاهنامه رو که خوندم معدلم شد ۱۴ 🤣🤣🤣🤣
مامانم و بابام اینقدر کتکم میزدن بعد من همش تو این فکر بودم که الان یکی از پهلوان های شاهنامه داره منو میبینه و اگه بود این دوتا رو کتک میزد و منو نجات میداد مثل فرنگیس که از توران نجاتش دادن😂😂