خیلی به گذشته فکر میکنم بیش از حددددددددددددددد و همش آه میکشم واسه روزای رفته واسه بچگیم واسه جوونی مامانم واسه بچگی دخترم و هرروز بدتر از دیروز میشم
دیشب داشتم فکر میکردم به ماه محرمای قبل که بچه بودم و زمستون بود یادم افتاد به مامانم با هم فیلم میدیدم زنگ زدم به مامانم گریهههههه که من چندسال دیگه پیرم و ماه محرم تو زمستونه و بچه نیستم مامانم هی میگفت بهش فکر نکن ول کن اما نمیدونست گریم واسه این بود که اون موقع هوا سرده ماه محرمه اما مامانمو به احتمال زیاد ندارم
واسه این چیزا خیلی اذیتم مدام عصبیم تو فکرم همش درحال گریم