شوهرم اعتیاد داره هر لحظه بهش میگم بیا بریم حق طلاق بده بهم اونم گفت باش دیشب ،امروز بعد مدتها یکم خوشحال بود بازم من خرابش کردم گفتم بریم دیشب گفتی باشه ،گفت نه نمیدم گفتم بس چرا دروغ میگی باشه
گفت چرا هر ثانیه تو هر لحظه هی تکرار میکنی تو دعوا ،تو خوشی و...
اگه واقعا این زندگی برات تموم شده است بهم بگو گفتم اره گفت باش تا همین الان امید داشتم ولی اگ تو واقعا نمیخوای اذیتت نمیکنم میام میدم من چند ماهه ازت آرامش نگرفتم تو کاری میکنی من بیشتر برم سمت مواد تا بیام سمت تو ،
خیلی حالم از خودم بدشد نمیدونم واقعا چمه کلا حالم خوب نیس