اون ادمی که واسش صدمو گذاشتم واسش حتی حاضر بودم جونمو بدم برگشت بهم گفت که من باتو هیچ اینده ایی واسه خود نمیینم و تو اون ادمی نیستی که من بخوام باهاش تشکیل خانواده بدمی و تو یه بچه لوسی که مطمئنم هیچوقت نمیتونی اونی باشی که وقتی 50 سالم شد بهم ارامش بدی تو نمیتونی واسه بچه من مامان خوبی بخوای باشی من فقط صرفا چون دلم واست میسوخت وقتی میدیم وقتی من نیستم چه وضعیتی داری باهات مونده بودم
بچه ها باورم نمیشه این حرا رو بهم زد واقعا حالم از خودم بهم میخوره واقعا دلم میخواد که کاش من میمردم وی این حرفا رو میشیدم از زبون اون دعوا زیاد کردیم باهم ولی هیچوقت تا حالا همچین حرفایی بهم نزده بود واقعا دلم میخواد بمیرم