اولین بار
من چندین سال تنبلی داشتم
و باردار نمیشدم جفتمون هم دنبالش نبودیم و راضی بودیم از زندگیمون
چندماه گذشته بود و من باز پریود نشدم
تموم مدت حالم بد بود توی نت میزدم علائم سرطان بودد
سرما خورده بودم و رفتیم داروخانه یهو گفتم بزار ی بیبی چکم بگیرم
صبح بود
خونه مامانم بود صورت نشسته رفتم بیبی چک زدم یهو مثبت شد
شوهرمو صدا زدم با چشای پر اشک میگفتم ببین ببین
اونم هی میگفت واقعا
واقعا فلانی
منم میگفتم اره
گفت پس ب کسی نگو فعلا تا ازمایش بدی مطمن شی
رفتم پیش مامانم گفتم نگاه مامان دلم درد میکنه
دست بزن چیه
مامانم هی ب شکمم دست میزد و مشکوک نگام میکرد
یهو گفت این چیه زیر دستم
حامله ای ?
دیکه نتونستم و پقی زدم زبر خنده
کلی دعوام کرد ک خاک تو سرت حامله ای و میگی دست بزن ب شکمم ی طوریش بشه چی 😂😂😂