برادرم خوش حرفه دوست داره از اون سر دنیا و همه چیز حرف بزنه ولی من نه.
ی آدم درونگرا ام که دوست دارم تو تنهایی خودم به کارام برسم.
واقعا بحث های فلسفی و اجتماعی و سیاسی هم دوست ندارم ولی اون دوست داره.
هی میاد حرف میزنه حرف میزنه چند بار بهش گفتم گوش نمیکنه.
از اونورم فاز افسردگی و اضطراب داره میخوام همراهش باشم ولی چون خودم نمیتونم تنها باشم عصبی شدم و اضطراب دارم.
الان چیکار کنم؟ آخه رفتار نرمالی هم باهاش ندارم هی سرد و گرم میشم رفتارم باهاش چون عصبی میشم زمان تنهایی ندارم.
میخوام تو اوقات سخت باهاش باشم ولی حالت پرخاشگری پیدا میکنم.
امشب چند بار عصبب شدم جلوش.
فقط بگین من حق دارم یا نه؟ چون خودم وجه خودخواهی دارم میترسم بخاطر اون باشه و من باید بخاطر اوضاعش صبور باشم