امروز پش رلم بودم کل بیواینستاواتساب اسم هم دیگ گذاشتیم تاغروب هم گوشیش دست من بود فقط مشکل این که من پک سوخاری توماشین دیدم ک گفت مامانم توش استخون ریخت ببرم بدم به سگ بدبه این پک سوخاری شک کردم بایکی دیگه این کخ توگوشیش عکس دیدم گقتم این کجاگرفتی گفت همون شب که بهت گفتم خونه فلانی هستم اونجا گرفتم
حالانظرشمامن شکاکم یاحق دارم بهش شک کنم
گوشیش همه جاچک میکنم حرفی نمیرنه خدایش بدساعت۱۱صبح رفتم پیشش تا۴ونیم بعداظهرباههش بودم