بچه ها من باردارم خواهر شوهرم چن روز پیش باهاش تلفنی حرف میزدیم گفت ی دونه پستونک در بسته دارم استفاده نکردم ابیه پسرونس باشه بیارم برا بچتون اگه پسر بود اون تهرانه ما روستایی شوهرم واسه یه کاری رفت تهران الان اومد گفت من جای خیلی خاصی نرفتم که بتونم برات سوغاتی چیزی بگیرم ولی یه چیز خوب از همون دو رو برا گرفتم چشاتو ببند نشون بدم چشامو بستم تا باز کردم دیدم همون پستونک جلومه منم گفتم که اینو ابجیت داده گفت نه بعدش گفت من بهش گفتم بگیره از سر کوچشون بعد باز گفت نمیدونم کلا دستپاچه شد منم اومدم آشپز خونه اونم هعی غر زد قهر کرد رفت بیرون😔بچه ها چرا این مرد انقد بهم دوروغ میگه
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.