2777
2789
عنوان

دوست ندارم خونه مادر شوهرم برم

104 بازدید | 3 پست

هروقت با شوهرم میریم خونه مادر شوهرم باید مادرش ی کرمی حالا به هر طریقی بریزه منو بی شخصیت کنه حالا اینا بماند من دوست ندارم با این رفتارهای ک داره باهاشون رفت آمد کنم برای همین دیر ب دیر اگر تازه دعوت کنه میریم تو این هفت ماه ک حامله بودم اصلا هوای منو شوهرمو نداشت نگفت تو حامله ای غذا برات درست کنم یا خودش بگه شام یا ناهار بیا اینجا منم خدایی چقدر خونه مامانم برم خوب هرچیزی حدی داره همش زنگ میزنه مامانم شام بیاید یا امروز غذا درست کردم بیا 

گاهی وقتا هم ک میرم خونه مادرشوهرم چون اون رفتارارو داره میگم به جهنم نخواستم نه شام نه ناهار نه حتی سر زدن بیام خونت چون هروقت با شوهرم دعوام میشه شوهرم اصلا یا هیچی نمیگه یا همش فقط داد بیداد می‌کنه 

سر همین دوست ندارم برم 

با این حال خانوادش دوست دارن همش بری فقط سر بزنی چندوقت ی بار یا پدر شوهرم یا مادر شوهرم زنگ میزنن که بیاید خونمون چرا نمی‌آید منم الکی میگم باشه چشم میایم حالا یا وقتی گوشی میدم دست بچم به بچم میگن به بابات بگو بیارتت خونمون 

شوهرم هم جدیدا با اینکه یک ماه نیم نرفتیم دوسه بار تاحالا گیر داده ک بریم ی سر خونه مادرم منم میگم فعلا حالم بده ی روز دیگه واقعا موندم دیگه چ بهانه ای بیارم چون حامله هستم حوصله ندارم برم مادرش کرم بریزه منم با شوهرم به اختلاف میفتم تو این دوران حاملگی اذیت دارم میشم با این رفتاراشون

ماهی ی بار برو بیا

حرفی زد مودبانه جوابشو بده

مادرشوهر مهربون کم هست همشون همینن

چیزی ک اینجا بهش رسیدم اینه...در هر صورت حق با شماس و من عمرا ریپلای بزنم و بحث کنم چون زمان و انرژی هر دو برام ارزشمند تر از بحث با شماس

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

منم یه ماه در میون میزم ودر شوهرم مث پدر سالار بود پدر شوهرم هر مشکلی با شوهرم داشت آخر مینداخت گردن من. یه روز ایستادم جلوش از خودم تمام قد دفاع کردم هر چی گفت جواب دادم توهین نکردم اما توهینم می‌کرد تو دعوامون میگفتم من در شان شخصیت خودم و خانوادم حرف میزنم شما هم همینطور . ۲ سال قهر کردیم بعذ  ۲ سال رفت بیمارستان آشتی کردیم الان جرات نمیکنه حرف بزنه

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792