دیروز از نامزدی اومدیم من به مامانم گفتم که فلانی (فامیلمونع) مبل هم گرفتن یه روز برم خونشون مبلاشون نگاه کنم 🙂😂 که چطورین(با شوخی)
بعد اون: 😒عهه مبل گرفتن اینجا خودمون مبل گرفتیم گفتن مبل نه و جا گیره و اینا (اینجا مد نی مبل بزارن خونه هاشون) بعد منم که اصلا تا حالا، نشنیده بودم ازشون همچین حرفی حالا هم اگه همچین حرفی زدن من گفتم که خب حالا دیدن دلشون خواسته خریدن بعد مامانم گفت نههه خب نباید همچین حرفی بزنن پس
😐) من گفتم خب حالا گرفتن به خودمون چه
(من یه حسم میگف که یه ذره حسودی میکنه اونا ماشینم تازه خریده بودن )
گفت؛: نه خب نباید این حرفا بزنن و فلان
) بعد دیگه شروع کرد گفت عه اینم از دختر ما بجای اینکه طرف مادرشو بگیره اینطور میکنه شانس نیوردیم و فلان من این اینجور بودم: 😐🫤
ببینید من نمیدونم بگم خوشبختانه یا متاسفانه منطقی فکر میکنم از همه طرف موضوعو نگاه میکنم سر اینچیزا پدر و مادر و.. نمیشناسم من اخلاقشو میشناسم چطوره واقعا
بعدش من از اینایی که میگن نههه من حسودی نمیکنم در حالی میکنن خیلی بدم میاد
مادر منم اینطوره من خیلی رک میگم که اره من حسودیم میشه بخاطر فلانش و بعد میشینیم حرف میزنم روبراه میشم اما این نه)))
هنوز ادامه هست صبر کنید