بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
رفتم اتاقو رنگ طوسی یواش بزنم، رنگه شده خاکستری ، اونم خاکستری که به بنفش و ابی اینا میزنه، شبیه رنگ زندون و بیمارستان های اعصاب و روان، گذاشتم صبح برم رنگ بخرم دوباره رنگ کنم ، روانم بهم ریخته اصلا
دختری از سادات هستم، بر دشمن مرتضی علی لعنت، ما بچه های مادر پهلو شکسته ایم، خیال کن که غزالم بیا و ضامن من شو💚🍃
😂ببخش که خندم گرفت ..پیش میاد خواهر بی خیال ی رنگه امروز شوهر منم اومده به من کمک کنه نشسته وسط آشپ ...
نه عزیزم راحت باش بخند ♥️. همش مقصر منم من مثل نصرت سوزنچیان بلدم بلدم میگم و حس اوستای کاری بهم دست میده، شوهرم میگه نکن اینکارو اما من گفتم کاری نداره که، حالا شد این، تازه فردا از شیفت بیاد خونه قیافه اش دیدنیه، هی میگه عیب نداره خانم جان، این عیب نداره هاش بیشتر منو عصبی میکنه ، الان من مثل اون اشراری هستم که پلیس میگه چرا فلانیو کشتی میگن چون مثلا چپ چپ نگامون میکرد، من الان مثل اون اشرار منتظرم بیفنم گردن یکی، خدا کنه قبل اینکه شوهرم از شیفت برسه خونه ،رنگ جدید رو خریده و رنگ کرده باشم اتاقو 😂😂😤😤🤬🤬😁😁. اصلا حس هام قاطی شده 😂😂
دختری از سادات هستم، بر دشمن مرتضی علی لعنت، ما بچه های مادر پهلو شکسته ایم، خیال کن که غزالم بیا و ضامن من شو💚🍃