عاشق نویسندگی و کتاب. حامی حقوق حیوانات. شطرنج و شنا و آشپزی رو هم خیلی دوست دارم. کاربریم دست دو نفره یکی خودم یکی خدا پس همه حرف هام رو خودم گردن می گیرم😂 به شدت معتقدم به اینکه انسان هایی که محترم نیستن و فقط توهین می کنن لایق جواب نیستن و جنگ قومیتی مسخره ترین جنگ بین بشره... دوستدار همه تونم! حتی اونایی که دوستدارم نیستن. نامه ای از جانب یه دختر نویسنده برای خدا: خدایا... یعنی می شه یه روزی بایستم و رو به آسمون قشنگت فریاد بزنم شکرت؟ شکرت که ناله های دلم رو بی جواب نذاشتی؟ اصلا بی خیال دورت بگردم... بی خیال ناله های قلب کوچیکم.. همینطور بی دلیل شکرت! شکر وجودت... دوستت دارم خدای مهربون من...
برای شفای پسرم یه صلوات میفرستی💔 حال خوبت آرزومه پسر قشنگم قلبِ مادر میدونم یه روز خوب میشی🌿 به چشمهایم زل زد و گفت باهم درستش میکنیم!، چه لذتی داشت همین باهم؛ حتی اگر باهم هیچ چیزی درست نشود ✨سختترین حق الناس این است که به روح دیگران لطمه بزنی
عاشق نویسندگی و کتاب. حامی حقوق حیوانات. شطرنج و شنا و آشپزی رو هم خیلی دوست دارم. کاربریم دست دو نفره یکی خودم یکی خدا پس همه حرف هام رو خودم گردن می گیرم😂 به شدت معتقدم به اینکه انسان هایی که محترم نیستن و فقط توهین می کنن لایق جواب نیستن و جنگ قومیتی مسخره ترین جنگ بین بشره... دوستدار همه تونم! حتی اونایی که دوستدارم نیستن. نامه ای از جانب یه دختر نویسنده برای خدا: خدایا... یعنی می شه یه روزی بایستم و رو به آسمون قشنگت فریاد بزنم شکرت؟ شکرت که ناله های دلم رو بی جواب نذاشتی؟ اصلا بی خیال دورت بگردم... بی خیال ناله های قلب کوچیکم.. همینطور بی دلیل شکرت! شکر وجودت... دوستت دارم خدای مهربون من...
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
سالها ماشینِ پیکان داشتیم جمعه ها در خانه مهمان داشتیم فحش، درگیری، بطالت، استرس کلّشان را در صفِ نان داشتیم! قرمه سبزی بود ماهانه ولی املت و کوکو فراوان داشتیم تورِ چین و نروژ و شیلی نبود ما سفر در سطح استان داشتیم ثلث اول، ثلث دوم، ثلث سه امتحانات فراوان داشتیم اکثرن بودیم دنبالِ کلاس و مدرسه! کم قراری در خیابان داشتیم! داخلِ حمام ما یک تشت بود در خیالِ خود ولی وان داشتیم! پای ما در جمع؛ شلوارک نبود ما درونِ خانه تنبان داشتیم! آن زمان ها فقر هم بودش ولی عمدتن یک ذره وجدان داشتیم پولمان می ماند تا پایانِ ماه اندکی هم بهرِ درمان داشتیم کاش میشد بارِ دیگر مثلِ قبل دل خوشی های فراوان داشتیم...🕊️
بعدا فقط دلتنگ خودت میشی،همونی ک دیگه یادت نمیاد كی و کجا جا گذاشتیش💙🖤
سالها ماشینِ پیکان داشتیمجمعه ها در خانه مهمان داشتیمفحش، درگیری، بطالت، استرسکلّشان را در صفِ نان ...
عالی بود😍😍
ب یاد قدیما
عاشق نویسندگی و کتاب. حامی حقوق حیوانات. شطرنج و شنا و آشپزی رو هم خیلی دوست دارم. کاربریم دست دو نفره یکی خودم یکی خدا پس همه حرف هام رو خودم گردن می گیرم😂 به شدت معتقدم به اینکه انسان هایی که محترم نیستن و فقط توهین می کنن لایق جواب نیستن و جنگ قومیتی مسخره ترین جنگ بین بشره... دوستدار همه تونم! حتی اونایی که دوستدارم نیستن. نامه ای از جانب یه دختر نویسنده برای خدا: خدایا... یعنی می شه یه روزی بایستم و رو به آسمون قشنگت فریاد بزنم شکرت؟ شکرت که ناله های دلم رو بی جواب نذاشتی؟ اصلا بی خیال دورت بگردم... بی خیال ناله های قلب کوچیکم.. همینطور بی دلیل شکرت! شکر وجودت... دوستت دارم خدای مهربون من...
حالاتمام کارهایش راانجام داده بود،مانده بود زندگی...
از خانه قدم به دنیای بیرون بگذارید در حالی که زنانگی تان پشت در جامانده است، تا انسانی در جمع حضور یافته باشد و اندیشه و گفتار و رفتار او مورد توجه و احترام قرار بگیرد نه جلوههای زیبای جسم و زنانگیاش.(امام موسی صدر)