سلام بچه ها من جمعه زایمانمه الان یک هفتس اوندم خونه ی مامانم اینا دو روز پیش بابام آنفوالانزا گرفت و هر چی بهش میگم سرفه می کنی جلوی دهنتونو بگیرین توجه نمی کنه آخرم منو مریض کرد.علاوه بر اون کلی رو کاراش حساس شدم و با کاراش اعصابمو به هم می ریزه مثلا همش می گه اینو خوردی اونو خوردی شوهرت کی رفت کی میاد چرا سرفه می کنی جات گرمه داری میری حموم از حموم اومدی ...به خدا کلافم کرده به این خاطر می خوام بعد از زایماتم بیام اینجا چون خونه ی خواهرام نزدیک خونه ی بابام ایناس و از طرفی اگه خونه ی خودم برم خانواده ی شوهرم میان سر جونم😢😢خدایا چقدر من بدبختم یه جا ندارم که توش آرامش بگیرم چی کار کنم بچه ها داغون شدم به خدا اعصابم دیگه نمی کشه اذیتم کمکم کنید
شما جای من بودید بعد از بیمارستان می رفتید خونه ی خودتون یا خونه ی باباتون؟مادر شوهرمم اصلا رعایت حالمو نمی کنه تو بارداری چند بار اومد خونم چند روز چند روز موند مطمئنم با اومدن بچه میاد می مونه چی کار کنم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
البته اگر فقط خودش میومد میموند مشکلی نبود برادر شوهرمو خواهر شوهرمو پدر شوهرمو خاله ی شوهرمم میاره با خودش خونه ی خودمم آرامش ندارم خدایا کمکم کن قرار بود فردا برم وسایلامو بیارم خونه ی بابام ولی اینجا هم دارم حرص می خورم
خوب به فامیلای شوهرت بگو تا چهل روزگی بچت نیان والله مگه رودرباسی داریم اگرم اومدن پاشو یک ...
اگه تصمیم قطعی بشه که خونه ی خودم بمونم به شوهرم می گم کسی نیاد بمونه بابا من کلی حالم الان بده روحیم داغونه افسردگی گرفتم حوصله ی خودمم ندارم حالا اینا هم شدن غوز بالا غوز نمیدونم بابام چرا انقدر به کارام کار داره حداقل اگه اون یکمملاحظه منو می کرد همینجا می موندم آخه اونم داره اذیتم می کنه😢😢😢😢
دلم می خواد بمیرم وای خدا چقدر حالم بده کاش یه آدم تنها بودم یه جایی زندگی می کردم که هیچ کس نبود😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭ای خداااا حالم بده حالم بده