ایستاده ام بر بام اسفند،
با چشمانی خیره به روزهایی که
تلخ و شیرین گذشت و خاطره شد...
حالا بهار در راه است،
لبریز از عطر بهار نارنج،
سرشار از شکوه علفزار
با کوله باری از شکوفه های عشق،
سبزه های امید و ابرهایی که آبستن باران اند...
شاید خدا خواست و این بهار درخت آرزوهایمان جوانه زد