من چندسال با شوهرم دوست بودیم و یک ساله عقد کردیم و چند ماهه عروسی
شوهرم مجردی بچه های خواهرش خیلی دوست داشت جوری که من حسادت میکردم کلی باهاشون بازی میکرد خوراکی میخرید میبرد تفریح حتی عکس زمینه گوشیشم این بچه ها بودن جوری که من زنش نشده از این بچه ها خوشم نمیومد حسادت میکردم
کم کم کشوندمش سمت خودم و سعی کردم از اینا دور باشه نمیگم کارم درست بوده حالا اصلا محلشون نمیده و خیلی ام کم میبینیمشون حالا مادرشوهرم میگه از وقتی زن گرفتی دایی بودن یادت رفته.و خواهرش همش به من تیکه میندازه😑 الان من بچه ها دوس دارم ولی شوهرم میگه حوصلشون ندارم خب من الان چکار کنم یعنی بدجنسی از من بوده؟