2777
2789
عنوان

عذاب وجدان

83 بازدید | 3 پست

سلام روزتون بخیرمن امروزمادرم روبرده بودم دکتروقتی میخاستم ازدکتربرگردم سرخیابون وایسادم تاکسی بگیرم ی ماشین اومدمقصدم روپرسیدگفتم بهشون بعدایشون رفتن بالاترمن فکرکردم مسیرمن بهشون نمیخوره ومیخان برن ی ماشین دیگه اومدمنوومادرم روسوارکرداخه مادرم نابیناست ومن به این هم فکرکردم که برای مادرم سخته تابالاترپیاده ببرمش بعداون راننده قبلی اومدبااین یکی دعواشون شدتوخیابون که مسافرمن بوده الان ازصبحه من خیلی دلشوره واسترس دارم یجورایی عذاب وجدان گرفتم احساس گناه میکنم فکرمیکنم عامل اون بحث منم وگناه کردم که بجای سوارشدن به تاکسی اولی سواراین یکی تاکسی شدم گفتم شایدکمکم کنیدکمی اروم بشم

ن بابا مهم نباشه برات 

انقد دل نازک نباش 

اینجا برای عقده گشاییهاتون نیس ، وقتی با اسی حرف میزنم پابرهنه نپر وسط حرفامون، خود اسی ۱۰۰متر زبون داره اخه بدبخت تو رو چه به نصیحت کردن و چرت و پرت سرهم کردن نظری هم داری بذار واسه خودت چون حوصلم نمیکشه دیگه بخوام تورو ادب کنم اون کار مادرته که سهل انگاری کرده ....مستقیم بیا برو توووی کوووووووووووووووچه

دخترا یه تجربه خوب بگم. 😊

من و همسرم سر خرید فرش کلی اختلاف داشتیم تا اینکه یه فروشگاه پیدا کردیم که فرش‌ها رو با پرو مجازی داخل خونه خودمون نشون می‌داد.

از اون بهتر اینکه خرید اقساطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم داشت و خیلی راحت سفارش دادیم.

بیشتر از 400 مدل فرش مینیمال و لوکس دارن.

اسم اون فروشگاه فرش زانیس هست.

🔗 اینجا کلیک کن تا مدل‌هاش رو ببینی.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز