ببین زندگیمون مثه فیلمای رمانتیک بود تا دوسال...بعد دوسال معلوم شد اعتیاد داره...اومدم بغلش کردم گفتم عزیزم عیبی نداره مشکلتو با هم حل میکنیم میری کمپ درست میشه نگران نباش...رفت کمپ برگشت دیگه شوهرم اون ادم سابق نبود ...۳۶۰ درجه تغییر کرده بود قبلنا همیشه با هم بودیم الان دیگه من کلا توو این شهر غریب تنهای تنهام .شوهرم کلا با دوستاش میره بیرون...حوصلم خیلی سر میره...