شاید چهل روز تنها یادشون باشه یه زمانی من بودم
شاید چهل روز گریه کنن
بعد یکسال حتی فک نکنم سر خاکم بیان
شاید فقط موقع سال تحویل یادی از من بکنن
دنیا همینه
چهل روز یادتن
میخوام برم از دنیا
از الان دارم گریه هایه مامان مو تصور میکنم برا ته تغاریش
از الان دارم گریه های شوهرمو تصور میکنم ک بعد کلی سختی فقط تونست پنج ماه با من زندگی کنه
از الان دارم گریه خواهر و برادرامو تصور میکنم
ولی از دیروز ادمسابق نشدم
فقط یه چیزی با حرفاتون دل آدما رونشکونین
با حرفاتون ادما رو از زندگی بیزار نکنین
با حرفاتون .....
تنها جایی ک تونستم بگم همینجا بود