همینجوری دارم گریه میکنم
از دست کارای مامانم
بابام مریض شده ی تصادف بد کرد ماشینمون ۲۰ میلیون حرج برداشت دم عیدی
ب من میگن ازاول پاییز کلی خرج کردی نشستم حساب گردم گفنم دوتومن بیشتز شده؟
داداشم هی میگ تو خیلی خرج میکنی دخترای دیگ تو خدمه گارا انجام میدن تد چیکار میکنی
منم جوابش میدم مامانم ب بابام چرا پا نمیشی بزنی تو دهنش
بعد ب داداشام میگ من خودم براتون لباس میگیرم ..
الان دارم واسع ی لباس ۱۵۰۰ تومنی گریه میکنم
اون بهونه س از این ناراحتم ک مامانم انقد منو اذیت میکنه از بچگی
فرق میذاره بین ما..
از اینک هیچوقت پول نداریم از اینک بدبختم کاش خلاص شم از دستشون
سنم کمه مدرسه میرم سرکار نمیتونم برم