بچها من جاریم با برادر شوهرم مشکل داشت داشتن طلاق میگرفتن حین همین طلاق برادر شوهرم ایست قلبی میکنه فوت میکنه.بعد همه گفتن علت مرگش همین جاریمه.الان هعی نزدیک همسرم میشه و بحث کردیم با همسرم اون گف شوهرش فوت شده باید کمکش کنم منم تو کتم نمیره میگم طرف میخاسته طلاق بگیره .چکار کنم بنظرتون
همسایه ما سر همین کمک به زن داداشش که فوت شده بود رفت قایمکی صیغه اش کرد وزن خودش طلاق گرفت رفت هرجور میتونی از زندگیت بیرونش کن از خانواده شوهرت کمک بگیر
تهدید کردم . چند وقت پیش بدون اینک بمن بگ رفته بود سند ماشین برده بود براش و پییشون بوده کلاس اسکیت بچه آخر ک تموم شده اومده گفته بمن بحثمون شد شدید منم گفتم خوبه سرلخت برم کوچه وقتی حساسی بعد گفتم بلاکش کن گف این گوه خوریا ب تو نیومده