2777
2789
عنوان

توقع خونه تکونی مادر شوهر

| مشاهده متن کامل بحث + 433 بازدید | 50 پست
شما هم میگفتی کارهای خودم با این بچه کوچیک مونده .همین اصلا هم دیگه در موردش هیچی نگو‌.

من خل هستم هی میگم خونه تکونی تموم شده بچه ام آرومه اینم میگه هااا خودشه حمال خوبی هست خودشم که میگه بچم آرومه ازاین به بعد میگم بچم نا آرومی میکنه

ولی واقعا سرگیجه دارم ضعیف شدم دختراش یکی 80 90 کیلو هستن برن کمکش 

میگفتی مونده که مونده بذار بمونه من سهممو همینجور میخام بذارم بمونه 😁پروووووووروز اول عید برو بگو چ ...

خیلی پر رو و رند هست و حرفای کنایه آمیز زیاد میزنه منم ساده و ملاحضه گر 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

من خل هستم هی میگم خونه تکونی تموم شده بچه ام آرومه اینم میگه هااا خودشه حمال خوبی هست خودشم که میگه ...

خود کرده را تدبیر نیست 

آخه الان وقت تعریف کردنه 😡

ماجوانی را میان خاک مدفون کرده ایم 😔بس که در پایان هر شادی در آمد پیر ما 😔
من خل هستم هی میگم خونه تکونی تموم شده بچه ام آرومه اینم میگه هااا خودشه حمال خوبی هست خودشم که میگه ...

دخترلش بچه کوچیک و چ جوری بهونه کردن سالای قبل توام اونجوری بگو  فقط کنم سالای قبل هم بچه کوچبک داشتن خواهرشوهرات بهونه ان

•   °    ★    .      ★     °   ★🌙   .  °     .    •   ★🌙   .   ★   .       .   •     ★     .        .  •   °   ★   .    •  °         ★🌙  .   •   

میگفتی مونده که مونده بذار بمونه من سهممو همینجور میخام بذارم بمونه 😁پروووووووروز اول عید برو بگو چ ...

خط سومت خیلی خوب بود 🤣🤣

حال من، حال اون آدم زخمیه      که خودش دیده زخمش چقد کاریه، اما جایی نمیره      خوش نشسته بمیره...
خیلی پر رو و رند هست و حرفای کنایه آمیز زیاد میزنه منم ساده و ملاحضه گر

بذار بزنه 

تو نشنیده بگیر 

چن بار که زد خودش خسته میشه 

از یه گوش بگیر از اونم در کن 

اصلا هم نگو بچم نا آرومه 

اله بله 

بگو نمیرسم بیام 

ماجوانی را میان خاک مدفون کرده ایم 😔بس که در پایان هر شادی در آمد پیر ما 😔
اره میگفت سهم خونه تکونی شما مونده تا بیایین


بی خود کرده.بچه نوازد مگه نداری؟! وظیفه ای نداری

مادرشوهر منم انتظار داره عروساش واسش خونه تکونی کنن خودش دو تا دخترم داره.من دو سه سال با یکی از جاری هام رفتم کمک دیگه نرفتم.البته جاری بزرگم میره.

فک کن سه سال پیش منو جاریم رفتیم کمکش تا شب دیوارا و شیشه ها رو تمیز کردیم.دختر خودش مهمان وار نشسته و آخرم سر شب زنگ زد به اون یکی جاریم گفت شام بیا اینجا،همه هستن! انگار ما مهمونی رفته بودیم

جامعه خوب ، دخترانی خوب تربیت میکند و دختران خوب ، جامعه خوب...

اینقدر خجالتی و ساده ام از روز اول متوقع کردمش حرفایی بهم زده که به هر می میزد باهاش قطع رابطه کامل ...

والا ماهم کم نشنیدیم قطع رابطه هم نکردیم فقط،بی اعتنا باش بذار خودش بگه خودشم بشنوه 

ببین سمته مادرشوهر انقدرم که گندش کردن گنده نیستا .بابا اون فقط مادر شوهرته

مثه مامانه تو که مادره تو هست 

همین 

ماجوانی را میان خاک مدفون کرده ایم 😔بس که در پایان هر شادی در آمد پیر ما 😔
بی خود کرده.بچه نوازد مگه نداری؟! وظیفه ای نداریمادرشوهر منم انتظار داره عروساش واسش خونه تکونی کنن ...

لطف مکرر شده حق مسلم

میگه دخترام به هم میریزن بیان واسم خونه تکونی کنن غر و نق میزنن 

شرمنده شما و خودمم

دشمنت عزیزم 

منم مثه خواهرتم 

دشمنت که نیستم 

تجربه همه اینارو ندارم 

من دستمم تکون ندادم تا الان براشون .از روز اول نکردم 

آنقدر طعنه زدن من اصلا اهمیت ندادم 

الانم ول شده کسی هم توقع نداره 

ماجوانی را میان خاک مدفون کرده ایم 😔بس که در پایان هر شادی در آمد پیر ما 😔
لطف مکرر شده حق مسلممیگه دخترام به هم میریزن بیان واسم خونه تکونی کنن غر و نق میزنن

تو هم نرو.بذار کارگر بگیره هم خوب تمیز میکنه بنده خدا،هم غر نمیزنه

جامعه خوب ، دخترانی خوب تربیت میکند و دختران خوب ، جامعه خوب...

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792