2777
2789
عنوان

درددل

47 بازدید | 5 پست

چند روزه با شوهرم یه دعوای سنگین داشتم و با هم حرف نمی‌زنیم. شوهرم خیلی بی‌احترامی می‌کنه، خیلی توهین می‌کنه و هرچی از دهنش در میاد بهم میگه و به علاوه خانوادمم به فحش می‌کشه و رفت و آمدم رو باهاشون محدود می‌کنه. کلا همچین اخلاقی داره که اگه ببینه من از یه مهمونی اومدم و حالم گرفته‌ست و یکم بدقلقی می‌کنم میگه تو از فلانی یاد گرفتی و دیگه حق نداری باهاش حرف بزنی. 

دو شب پیش بهم گفت دیگه من رو نمی‌خواد و حالش ازم به هم می‌خوره، بهم گفت گورمو گم کنم برم و انقدر بد باهام حرف زد که حتی مادرش هم پشتم دراومد، مادرشوهر من سرش بره پشت پسرشو خالی نمی‌کنه ولی اون شب... واقعا وحشتناک بود!

همه اینا باعث شد پدرشوهرم از حرص سکته کنه و خدا بهمون رحم کرد وگرنه تا آخر عمر شرمنده خودش و خداش می‌شدیم... می‌خوام بذارم برم چون دیگه خسته شدم و با همه اون حرف هایی که شوهرم زد می‌دونم که حالا حالا ها با هم سرد شدیم و فعلا تو خونه ما از محبت خبری نیست. ولی بازم چون ازدواجمون فامیلی بوده بقیه من رو با چنگ و دندون نگه‌داشتن که آبرومون نره فقط... پدرشوهرم خیلی تو طایفه سرشناسه.

نمی‌دونم شوهرم می‌تونه اخلاقش رو تغییر بده تا منم پابه‌پاش تغییر کنم یا نه؟! نمی‌دونم موندن بهتره یا رفتن... چون ما واقعا دعواهامون سر مزخرف ترین مسائله و سر کوچکترین چیزها با هم درگیر میشیم.

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز