بچه ها من سه ساله ازدواج کردم توی روستا زندگی میکنم انقد دلم میگیره میگم مگه گناه ما چی بوده کاش منم انقد زود ازدواج نمیکردم هم سن و سالای من دم به دقیقه استوری میزارن با دوست پسرشون اینور و اونورن شوهرم صبح تا شب سرکاره شب که میاد خسته انگار از من طلب داره میگیره میخوابه یا میره خونه باباش هیچ جا هم روستا مون نداره که بری یکم دلت بازبشه دیگه واقعا از اين رابطه خسته شدم هیچ سرگرمی نداره نامزدداریمون خیلی بهتر بود خیلی برا هم بیشتر وقت میذاشتیم ولی الان هیچی... 😔💔