آری آن روز چو میرفت کسیداشتم آمدنش را باورمن ندانستم معنیِ هرگز راتو چرا بازنگشتی دگر؟..شعر تاسیان ...
✨🖤
یه دیالوگ غمگین هست که میگه :"کاری نکن ازت متنفر بشم ، دوست داشتنت ب اندازه کافی دردناک هست ... موقع جدایی بهش بگید خوشحالم که حداقل سایه تاریک زندگی تو نشدم ، باشد که خاکسترم محرابِ ققنوس نجات یافته ی تو باشد . و در نهایت کسی قلبت را میشکند که به او گفته بودی از شکسته شدن خسته ای ... کدوم بدتره ؟ زندگی کردن مثل یه هیولا ..،، یا مردن مثله یه انسان خوب ...و چقد ترسیده بودی زمانی که از خودم به خودم پناه آورده بودی ... شبیه کسایی که بهت آسیب زدن نشو ، شبیه کسایی شو که کمکت کردن بهتر شی ....
دقیقاا، آخه کی تو دهه پنجاه مادرش رو به اسم کوچیک صدا میزده؟همین الانشم چندان جا نیفتاده این موضوع ...
این متاسفانه چیزییه توهمه سریالهای خانگی حالا فرقی هم نمی کنه تو چه دهه ای باشه هم همدیگر را اسم کو چیک صدا میکنند ومتاسفانه خیلی از قبح شکنی های این سریال را که خیلیا بهونشون اینه که چون داستان مربوط به دوران شاه هست نشون میدن والا تو سریالای دیگه خانگی هم که مربوط به اون دهه نیست از این موارد زیاده والا تواین دهه هم کسی مادرش را اسم کوچیک صدا نمیکنه که تو سریالای خانگی این طو ه یا ایم های عجیب غریبی که تونمایش روی سخصیتهاست حداقل تودوران شاه نبوده که تو بعضی از سریالهای خانگی مربوط به زمان شاه نیگذارند.