ولی واقعا نفهمیدم مادر شوهرم چرا اونجوری کرد
به شوهرم گفته چون قایم میکنید بارداری خانمتو (هنوز به بچم نگفتیم) من نمیتونم بگم چیزی لازم دارین؟
من رسیدم آشپزخونه گریه کرد گفت من کسی رو ندارم بهم رسیدگی کنه!
تا گفتم من یه هفتس خونه بابامم نرفتم حرفش عوض شد گفت تو هواپیما (رفته بود واسه جراحی زیبایی پلک چشماش)ترسیدم
بعد گفت آزمایش دادم دکتر گفته کبد چرب داری
خیلی مریضم میترسم!
واقعا نمیفهمم هدفش چیه؟خیلی حسود و مریضه!