سلام عزیزم ازت خواهش میکنم از روانشناس کمک بگیر .. حضوری تلفنی آنلاین هر طور شده کمک بگیر .. حتی شاید نیاز باشه چند بار عوض کنی تا مشاوری که میفهمتت رو پیدا کنی .. تو سن کم اتفاقایی رو تجربه کردی که کمترین آثارش همین حال بدیا و بی حوصلگی ها و بی انگیزه بودناته .. یهویی از نوجوونی پرت شدی وسط غم و غصه و از دست دادن و ازدواج و زندگی و اون همه شرایط سخت و استرس زا .. حالا تو این همه تروما خونواده شوهرتم شدن قوز بالا قوز ..بیخیال حرفای شوهر ومادرشوهر و جاری و خواهر شوهر شو به کتفت هم نگیر.. تو الویتت اول باید خودت باشی و جایی که حالت اونجا خوبه فعلا نیاز نیست به سیاست های زنونه و این حرفا توجه کنی فعلا فقط خودت .. وقتی حالت بهتر شد بعد میتونی کم کم با یسری مسائل کنار بیای بعضی وقتا کوتاه بیای و مشکلاتتو حل کنی ..
دیگه نمیدونم چی بگم فقط میگم خودتو نجات بده نزار این سال های طلایی جوونیت با افسردگی و حال بدی بگذره .. خیییلی سخته وسط این همه داستان حالتو خوب کنی ولی شدنیه .. چون خودمم یه دوران بد روزمرگی رو گذروندم و حالم بهتر شد میگم شدنیه فقط باید خودت بخوای و کمک بگیری ..
از خدا میخوام حال دلتو خوب کنه انقدر خوب که دیگه دمای خونه و پرحرفی شوهرت و تعریف نکردنش از غذات برات اهمیتی نداشته باشه😉😁