مدام بهم میگه کاش نمیومدی توی زندگیم کی قرار شر تو از زندگیم کم بشه این چی بود من گرفتارش شدم چندبار دستمو گرفت از خونه بیرونم کنه نرفتم
توی این مدت پنج شش بار کتکم زده نمیرم خونه پدرم چون اونا پشتم نیستن میگن برگرد درست میشه میگن بخاطر حرف فامیل نمیشه جدا بشی ن پولی دارم ن کسی رو دارم که برم چکار کنم شوهرم بهم اهمیت نمیده منو جایی نمیبره از اول اینجوری نبود امسال اینطور شده حتی قبلا کتکم نمیزد بچه هم نداریم چون مشکل از منه هی اینو میکوبه توی سرم خسته ام حتی امشب شالمو بستم به لوله گاز که تمومش کنم چهره مادرم اومدم جلو چشمم که میدونم بعد از من نابود میشه کاش هیچوقت ازدواج نمیکردم کاش میمردم کاش امشب بخوابم فردا بلند نشم😭😭😭هرچی هم باشه وقتی میریم توی جمع خودمو شاد نشون میدم بهم میگه روم نمیشه ببرمت توی جمع😐