با چشم گریون دارم مینویسم چون جایی رو برای نوشتن نداشتم
خدایا ، هر روز هر روز قرض نامزدم داره بیشتر میشه ریال در میاره و دلار پس میده
بیشتر داره تحت فشار میوفته کلی مشکلات هست کلی غر میزنم سرش ولی خیلی دوسش دارم
دلم یه معجزه میخواد
مثلا بدهی صفر شه
۸ ماهه هر روز هر روز یه معجزه میخوام
به چی و به کی قسمت بدم که ازدواجم راحت شه
هر روز تو حسرت اینکه سرم رو راحت رو شونش بذارم سپری میشه
هر شب دلم میخواد تو راه پله که میره خونه ش دستاشو ول نکنم و باهاش برم
خدایا من بنده ی بدیم میدونم ولی تو خوب باش
این قدر بدم که کارم راه نمیوفته ولی کمکم کن 💔