سلام راهنمایی میخوام مادرشوهرمن مریضه منم به خاطراین شوهرم نه خونه مادرم میادنه حایی میریم تواین دوسال مثلاتازه عروسی کردیم اگرهم جایی بریم ازدمارم میادبیرون بااسترس درحالی که دوتابرادرداره درکل به من ایناروروزاشنایی نگفت اگه میگفت من قبولش نمیکردم حالا نمیدونم چیکارکنم خسته شدم اون دوتازن برادراش همه جامیرن جزمن دیگه خسته شدمممم