پسرخالم یه زن داشت عین ماه اما سر اینکه بچه دار نمیشدن باهم زنه بعد ۱۲ سال جدا شد اینم هرچی رفت دنبالش برنگشت که نگشت بعد اون پسر خالم با یه زنه ازدواج کرده که یه دختر ۹ سالم داشت این از وقتی اومده با چن تا از فامیلا دعوا گرفته
حالا خالم چن روز پیش فقطم به خاطر بچه ها پسرخالم رفته بود سر بزنه (الان پسرخالم یه دوقلو داره) و اینم بگم از خونه خاله تا پسر خاله یه ساعت راهه و با اونیکی پسرش که کارش اونجاست صب رفته بوده تا ظهر باهاش برگرده .
زنه اصلا محل نمیداده ظهرم پسرخالم اومده خونه ناهار باز کرده خودش نیومده سر سفره جلو خالمم تو کاسه آب گوشت ریخته بوده توش استخون گذاشته بوده بعد که خالم میره پسرخالم کتکش زده حالشو جا اورده . بعد پیش جاریش گفته خالم اومد شوهرم باهام دعوا کرد.