سلام
من و همسرم خداروشکر با تمام پستی ها و بلندی و چالش هایی که باهاش رو به رو هستیم زندگی خوبی داریم چون همدیگه رو دوست داریم فقط یه مسئله هست همسرم دوران مجردیش با یه خانومی دوستی خانوادگی و رفت و آمد و اینا داشتن من همون اوائل ازدواج این خانم رو قیچی کردم و ۲سری هم بحث بل شوهرم که حف نداری باهاش رفت و آمد کنی اما خب بخاطر یه جریان اداری همسرم هر ۷،۸ماه یک بار در حد امضا و اینا سر و کارش به این خانم میخوره
امروز سرم خیلی شلوغ بود همسرم گفت پسرم که ۸ماهشه رو بده ببرم یه دوری بزنیم تا به کارت برسی همیشه همین کار رو میکنه اما در حد نیم ساعت نهایتا تا سر خیابون برن
امروز یک ساعت بیشتر طول کشید خودش اومد گفت رفتیم تو سطح شهر اتفاقی پیش بوتیک این خانم هم رفتیم بچه رو یکم دید و اینا و برگشتیم
من خیلی عصبی شدم هیچی اما بهش نگفتم عمدا طوری که متوجه بشه صورت بچم و دستاشو شستم براش ناهار گذاشتم و بچه رو آوردم تو اتاق تا بهش شیر بدم
الان شوهرم تو سالنه