شوهرم پیشمون نی پیام داده بود هفته میش ک ب مامانم سر بزن منم هفته یبار میرم پیشش بقیه جاریام کمتر میرن ازبس ک تخش و بی نمگ هس مادرشوهرم. خلاصه گ رفتم ب احترام شوهرم مادرشوهرم تنهاس پدرشوهرم چند مدتیه فوت شده خلاصخ ک رفتم هربار ک میرم ی چی میپرونه دلت تنگ میکنه اینار گف اره دخترمن از شوهرشانس نیاورد الهی ادم هم دوماد خوب گیرش بیاد هم عروس خوب!!! ینی منطورش اینه توام عروس خوبی نیستی منم راستش بدم اومده دلم میخاد ی جن مدتیو نرم پیش شوهرمم بگم شوهرم ازبس مامانیه سریع خبر میبره ک مامان جون فلانی زنم ازت ناراحته اونم یجوری میپیچونه حرفشو جیکارکنم؟