وقتی اخر شب من و شوهرم رفتیم خونمون عمه شوهرم به مادر شوهرمینا گیر داده بود که من امشب میخام خونه برادر زادم بخوابم ....بماند که اومد تو خونمون 3 ساعت بست نشست و اخر سر پدر شوهرم اومد 3 صبح به زور بردش
اسمش آدم است اما تو باور نکنگاهی کاری می کند که از پس هیچ گرگی بر نمی آید ..!
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
یه بنده خدایی هم بود که تو آرایشگاه در حال آماده شدن بود فامیل شوهرش رفتن براش ناهار ببرن براش آبگوشت بردن با یه پیاز اندازه کلشون😂😂😂فک کن واسه عروس پیاز آوردن😆😆😆
عروسی من همش خاطره خوب بود . به خواهر شوهرام گفته بودم دور من حلقه بزنید نمیخوام غریبه بیاد وسط رقص نور تو تاریکی بوسیدم 🙈 جیغ و داد و شادمانی اطراف بلند شد شانس آوردم مانانم ندید و گرنه جر وا جرمون میکرد خیلی بدش میاد