2777
2789

من کلا تو یه روز و نصفی اسباب کشی کردم عجله ای و وسیله هام هیچکدوم رو نشستم دست تنها هم بودم بار اولمم بود اسباب کشی میکردم .هنوز یه هفته نشده اسباب کشی کردم.بعد اومدم خونه جدید کلا تو خونه قبلی هم تو رفت و آمد بودم و فرش و اینا میشستم.

امروزم که تعمیرکار اومد لباسشویی و اینارو وصل کرد.

مادرشوهرم الان اومد با مادربزرگ شوهرم خونمون ،دید پرده هامو نزدم یعنی مقصر شوهرم بود باید چوب پرده می‌زد .برگشت با حالت بدی گفت واااای یه هفته شده هنوز کاراتون رو نکردید بعد من تو اتاق بودم آروم گفت ولی شنیدم به مادرش گفت این هیچی رو یادنمیگیره اه.خیلی ناراحت شدم اصلا دیگه نتونستم درست باهاشون حرف بزنم و پذیرایی کنم 

‹ چشمِ دنیا بشود کور، تو مستانه برقص.^^🍃🐚 › ️    لینک حذف تاپیک

من یکم قراردادم تموم میشه از آلن دارم وسیله میبرم 

هم دیر اقدام کردی عجله ای وسیله نبر هم اینکه به اون ربطی ندارع بگو من دست تنها بودم

بعدم دیوونه ای یه نیرو کمکی یا تمیز کاری بگیر 

من خالم دختر خالم خواهر و مادرم رو گفتم بیان ولی تو اگه کسی نیست نیرو کمکی بگیر دو روزه تموم کنی

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

تو باید با صدای بلند از تو اتاق میگفتی 

اتفاقا به(اسم شوهرت)چند روزه میگم چوب پرده بزن زود پرده هارو وصل کنم ولی به حرفم گوش نمیکنه

" و إِنّے قِد رأِيتُ الحُريَةَ ؛فے زِنزانَةِ قلبِڪـ "
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز