بچه ها همسرم ماموریته. فقط منو پسرمیم دیروز ک جارو میکشیدم یه هسته کنار هندی رو قالی افتاده بود نه من خوردم نه پسرم اصن نذاریم کنار به پسرم گفتم کسی بیرون بهت نداده بخوری بیای بندازی گفت نه اصن اونم دوست نداره ازاینا. دست ک بهش زدم چند ساعتی بود انگار ک خورده شده چون خشک نشده بود هسته کسی ام خونه ام نیومده اصلا