بچه ها شماها شوهراتون وقتی میان خونه چیکار میکنن شما رو بغل میکنن یا نه یا شما میرید جلو افسرده ام شوهر من وقتی میاد خونه تلویزیون و یه گوشه میخوابه بخواد از دلم در بیاره چیزی برای خونه میخره اما من دوست دارم بغلم کنه و باهام حرف بزنه
وقتی از راه میرسه اول بغلم میکنه بوسم میکنه میگه خسته نباشی که هم بچه داری کردی هم غذا پختی برام بعد میشینیم چایی میخوریم.خوب اول تو برو بغلش کن عزیزم؟
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
شوهر من که از در میاد مثل طلبکارها میمونه خسته شدم از دست این کارهاش همش توقع داره قبل اومدنش یه چایی یا شربت آماده باشه خوب من نمیدونم لحظه دقیق ورودش رو تا آماده کنم پنج مین هم نمیشه اگه نباشه نیم ساعت قرقر میکنه اشک منو درمیاره اوایل اینطور نبود نمیدون چه مرگشه خونه میاد سگ میشه
عشق یعنی درمیان صدهزاران مثنوی بوی یک تک بیت ناگه مست و مدهوشت کند