2777
2789
عنوان

علت رفتار مادرم رو بهم بگید

80 بازدید | 10 پست

سلام دوستان 

۴روزه که میگذره ولی هنوز که یادش میوفتم گریه ام میاد

به شدت مریض شده بودم و هستم خودم نوبت دکتر گرفتم که مادرم زودی گفت واسه من و داداشتم نوبت بگیر درحالیکه سالم سالم بودن منم نوبت گرفتم چون مجبور نشم پول اسنپ بودم خلاصه کلی فرداش داداشمو نیاورد ولی براش دارو گرفت ویتامین و اینا بعد توی کلینیک معطل شدیم بعدش که داروهامو گرفتم همکار خانم واسه تزریق نداشتن امپولمو نزدم،کف پاهامم میلرزید و درد میکرد اینقدر حالم بد بود ولی مامانم انگار نمیدید گفت بریم نونوایی توهم نون بگیر گفتم مامان من دیشبم شام نخوردم امروزم هیچی نخوردم ضعف کردم گفت داداشت خونه نیست باید نون بگیریم،هواهم سرد بود خلاصه که عین چی میلرزیدم تو خیابون و منتظر مامانم،بعدش که اومدیم خونه من فک کردم میریم امپولمو بزنیم ولی خبری نبود تاکه رسیدیم شروع که به دادن داروهای داداشم!!اصلا متوجه من نبود که همونجا وسط هال با چادر افتادم پاشدم تنهایی برم تا درمانگاه که خب از خونمون دورم بود ازش کارت گرفتم گفت خرج الکی نمیکنیا پیاده برو و بیا،کل راه رو گریه کردم از اینهمه بی مهری مامانم بهم زنگ نزد امپولمو که زدم منتظر اسنپ بودم که زنگ زد پیاده میایا ماشین نمیگیری دوقدم راهه!!!ولی با پول خودم اسنپ گرفتم اومدم خونه رنگم عین شله زرد شده بود یه لیوان چایی هم برام نیاورد بااون حالم سوپ درست کردم و......

بنظرتون اینا عادیه؟عادیه که اینجوری باهام رفتار میکنه یا من زیادی حساس شدم

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

بیا بغلم مادر پدر منم فقط برادرم خدا ازشون نگزره خداروشکر ما سه تا خواهر از اون خونه رفتیم

باز پدرم بهتره فردای اون روز مادرم شروع کرد که بیا خونه جارو بزن دیروز نزدی بعد بابام بهش گفت یکم درکش کن ببین مریضه یه روز کار نکنه چی میشه...

ولی یه ساعت بعد که بابام رفت بیرون مجبورم کرد با جارو دستی کل خونه رو جارو بزنم لوس بازی درنمیارما ولی واقعا نفسم بالا نمیومد 

باز پدرم بهتره فردای اون روز مادرم شروع کرد که بیا خونه جارو بزن دیروز نزدی بعد بابام بهش گفت یکم در ...

بابای من یه معتاد پست فطرته الهی هیچ وقت خوشحالی برادرمو نبینن

الهی بگردم یاد بگیر هیچ کس جز خود ادم دل سوز تر نیست حتا همین مامانا هم فکر ماها نیستن از این به بعد ...

من همیشه وقتی مریض میشم از خودم پرستاری میکنم ولی ایندفعه بدجور دلم شکست به این فکر میکنم یعنی مامانم نگران سی تومن کرایه اسنپ بیشتر بود تا حال من

بابای من یه معتاد پست فطرته الهی هیچ وقت خوشحالی برادرمو نبینن

عزیزم برادرت که گناهی نکرده منم میدونم چقدر سخته تو یه خونه باشی و یه نفر خیلی بیشتر دوست داشته بشه ولی تو مورد بی مهری قرار بگیری از طرف همون آدما!!!ولی خب برادرت واقعا مقصر نیست

عزیزم برادرت که گناهی نکرده منم میدونم چقدر سخته تو یه خونه باشی و یه نفر خیلی بیشتر دوست داشته بشه ...

برادرم ما رو به چشم کسی میبینه که انگار میخایم ارثشو بالا بکشیم هر چند همه جیز رو برا اون میخان

برادرم ما رو به چشم کسی میبینه که انگار میخایم ارثشو بالا بکشیم هر چند همه جیز رو برا اون میخان

منم مامانم همیشه به داداشم میگه هرچی بابات داره برا توعه لازم نیست سختی بکشی خواهرات ازدواج میکنن میرن وبابات واسه تو کار میکنه و این حرفا واسه همین داداش منم جوگیره یه جوری رفتار میکنه فقط۱۶سالشه

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792