دوسال باهم بودیم فقط از دور . مامانم قضیه رو فهمید بهش گفتم بیا به مامانم بگو منو میخای گفت منکه تورو نمیگیرم و صد تا رل دارم . بعدش فهمیدم همزمان با من با دختر داییش هم بوده (این دختره تو شهر دیگه ان سالی یه بار همو میبینن ) بهش گفتم اون دختره میفهمه گفت تو فهمیدی که اونم بخواد بفهمه چهار ماه بعد اون دختره ردش کرد برگشت به من سه ماه زنگ میزد پیام میداد جوابشو نمیدادم . تا یه ماه خطمو خاموش کردم بعد ۴ ماه جوابشو دادم گفت من دوست دارم بدون تو نمیشه اگه دوستم داری بهم بگو بیا باهم باشیم من بهت خیانت نکردم و... منم خیلی کشش دادم شماره دختر داییشو داد گفت ازش بپرس اون منو دوست داره من کاریش ندارم باهاش حال نمیکنم ((دختر داییش بهم گفت ازش متنفره و اصلا باهم چت هم نمیکردن و پسره صدتا رل داره و با من بهت خیانت نکرده)) منم شات فرستادم واسه پسره . پسره ام شات پیام خودشو دخترداییشو فرستاد دختره بهش گفته بود بهم خیانت کردی رل داشتی پسره ام گفت نه رلم کجا بود . منم هر دوشون بلاک کردم پسره یه هفته بعد زنگ زده گفته دختر داییم میخواد ابروم ببره که من رل داشتم نمیخام پیش دایی هام خراب بشم و با یه چشم دیگه منو ببین چیزی بهشون نگو داییم بهم گفته برو بمیر. دوهفته بعد دوباره پیام داد دلم برات تنگ شده بیا حرف بزنیم بعدش گفت تو منو مثل قبل دوستم نداری فهمیدم و رفت.دوماه بعد کل پیجشو اسم خودشو و دختر داییش کرده . پارسالم نزدیک عید بی دلیل منو ول کرد وقتی میره اونجا همین کار میکنه بعد تابستون پاییز میاد پیش من یعنی وقتی از اون دوره.
اینم بگم دخترداییش اول میگفت تو جواب سوال منو بده چجور باهاش رل بودی 😳😳😑زبونش دراز بود خلاصه خودشو پسر عمش بحث شون شد دختر داییش میگفت تو دوست دختر داشتی اونم پسره ام میگفت تو پشت سرم حرف زدی. خلاصه منم گفتم تو برو با دختر داییت و کات کردم . اون دخترداییش هم کات کرد.