2821
2789
عنوان

رنج ناتمام

46 بازدید | 2 پست

خواهرم چند ساله ازدواج کرده و به بهانه حمایت و نگهداری از مادر و پدرم 24 ساعته با شوهرش کنترل میکنه خونشون رو و یا اونجا میمونن روزها.. اینکه کی بیاد کی بره کجا برن کجا نرن چی بپوشن چی نپوشن... خلاصه مم گاهی سر میزدم بهشون هر بار خواهرم تحقیر و توهین کلامی میکرد بخاطر پدر مادرم حرف نمیزدم یا با شوخی رد میکردم ولی بشدت ناراحت میشدم... دفعه اخر رفتم سر بزنم سر یک موضوع کوچیک حرف انداخت و شروع کرد به داد و بیداد و فحاشی و کلمات زشت و زننده شوهرش هم کنارش... 

من اومدم بیرون از اون روز مادرم ج تلفن منم نمی‌ده و منم دیگه نرفتم خونش...ولی حالم بده و نگران حال مادرم هستم ...بعد تراپی فهمیدم شوهرش خودشیفته است خواهر منو کرده لنگه خودش و اونم تحت کنترلشه مثا آدم آهنی و برده حرف اونو میزنه و اون فرمانده شده 

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز