خونه مادر شوهرم بعد از چندوقت طولانی دعوت بودم بعد موقع شام ک غذا برنج و خورشت مرغ درست کرده بود شروع کرده بودن همه به خوردن منم داشتم غذا میخوردم یهو مادر شوهرم با ی بشقاب پر از جوجه تو سینی آورد جلوی من بعد من فکر کردم میگه برش دار بعد ک برداشتم از تو سینی گفت نه منظورم اینه ی دونه بردار شوهرم هم گفت داره میگه ی دونه بردار منم همون موقع گفتم نمیخوام ممنون غذامو ب زور خوردم زودتر از همه هم بلند شدم مادر شوهرم ک همیشه خدا باید کرم خودشو بریزه بیشعوره اما واقعا از شوهر خودم توقع نداشتم ک اونم برگرده بهم بی احترامی کنه بگه ی دونه بردار آخه من حامله هم هستم نبودم هم این رفتار درست نبود خواهر شوهرم بزرگم عمل کرده بود کیسه صفراشو اونم دعوت بود بعدا سر سفره فهمیدم ک برای اون درست کرده بوده ولی دو تا بشقاب جوجه بود کلا هم پر بود
خلاصه از همون اول غذا کوفت خوردم این ک بعد از این همه مدت دعوتم کرده بود و اینطوری برخورد کرد خیلی بهم برخورد ک دخترم برام خیلی مهمه ک منو اینطور ضایع کنه به روی شوهرم آوردم گفتم لطف کن دیگه منو خونشون نبر من دیگه پامو نمیزارم ک اینجور بهم تو و مادرت بی احترامی کنید حالا بنظرتون بگم به روی مادرش هم بیاره ک اینطور رفتار کرده و خیلی زشت بوده یا نه